المحقق السبزواري
862
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
« إيّاك و الدّماء و سفكها به غير حلّها ، فإنّه ليس شيء أدنى لنقمة ، و لا أعظم لتبعة ، و لا أحرى بزوال نعمة ، و انقطاع مدّة ، من سفك الدّماء به غير حقّها . و اللّه سبحانه مبتدىء بالحكم بين العباد ، فيما تسافكوا من الدّماء يوم القيامة ؛ فلا تقوّينّ سلطانك بسفك دم حرام ، فإنّ ذلك ممّا يضعفه و يوهنه ، بل يزيله و ينقله . و لا عذر لك عند اللّه و لا عندي في قتل العمد ، لأنّ فيه قود البدن . و إن ابتليت بخطاء و أفرط عليك سوطك « 1 » أو يدك بالعقوبة ؛ فإنّ في الوكزة فما فوقها مقتلة ، فلا تطمحنّ بك نخوة سلطانك عن أن توّدّي إلى أولياء المقتول حقّهم . » « و بپرهيز و بترس از خونهاى مردمان و ريختن آن به غير حقّ و به غير جهت حلّيت . پس ، به درستى كه نيست چيزى دعوتكنندهتر به انتقام و عذاب و عظيم وبالتر و سزاوارتر به زوال نعمت و انقطاع مدّت از ريختن خونهاى به غير حقّ . و خداى - سبحانه و تعالى - ابتدا مىكند به حكم كردن در ميان بندگان در آنچه ريختهاند از خونهاى يكديگر در روز قيامت . و قصد تقويت سلطنت خود مكن به ريختن خون حرام ؛ پس ، به درستى كه ريختن خون ضعيف مىسازد سلطنت را ، و سست مىسازد او را ، بل زايل مىسازد و منتقل مىنمايد او را . و نيست عذرى تو را در پيش خدا و در پيش من و در قتل به عمد ، زيرا كه در قتل به عمد قصاص بدن لازم است . پس ، اگر مبتلا شوى به قتل خطا و پيشى گيرد بر تو و از حدّ درگذرد [ 216 آ ] تازيانهء تو يا دست تو به عقوبتى و بهواسطهء آن منجر به قتل شود ؛ پس ، به درستى كه در مشت زدن و آنچه بالاتر از آن است كشتن مىباشد ؛ پس ، اگر قتل خطا از تو صادر شود به يكى از اسباب مذكوره ، پس بالا نبرد تو را تكبّرى از آنكه ادا كنى به سوى اولياى مقتول حقّ ايشان را . » « و إيّاك و الإعجاب بنفسك ، و الثّقة بما يعجبك منها ، و حبّ الإطراء ، فإنّ ذلك من أوثق فرص الشّيطان في نفسه ليمحق ما يكون من إحسان المحسنين . » « و بپرهيز از خودبينى و اعتماد كردن به آنچه خوش آيد تو را از نفس خودت ، و از آنكه دوست دارى كه مبالغه كند در مدح و ثناى تو . پس ، به درستى كه اعجاب و حبّ
--> ( 1 ) . چاپهاى صبحى صالح و فيض الاسلام : « سوطك أو سيفك أو يدك » ، امّا متن شرح نهج البلاغه ، ابى الحديد مانند متن روضة الانوار است .